چند دقیقه توی خلوت و کاغذ 2 تا خط
یک جمله که آخری نداره
نقطه باز تا بینهایت
مینویسم از حقیقت
از ته خط تا ته خط
برای بغض و گلایه این برام بوده یه حسرت
اگه این گریه دروغه
اگه دنیا سوت و کوره
اگه دردم ناتمومه
پس بذار دنیا بدونه
آدماش گوشه نشینن
دیگه هیچ کس هویت نداره
خورشیدم دیگه بریده
دیگه نورش فایده نداره
اگه تاریکی دنیا رو بگیره
جمله هام گم میشن تو قلب این ستاره
حالا شمع من تموم شد
دیگه این آخر خطه
نقطه * . * نقطه * . *
+
نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 23:42 توسط رضا امینی
|

