Rezaa13@Gmail.com ایمیل رضا هستم از تهران اولین نامه و اعتماد وسرآغازی بر شکوفایی فصل نو بین دو اندیشه در دوسوی جدای گیتی و آغازی بر آشنایی دو اندیشه و وجود مدیر مدبری با قدرتی ماورایی بر این نوع ارتباط که من نامش را خدا میگذارم. به امید آزادی و پرواز بر آشیانه فاخته حس و ارتباط ودرک و دانستن فریاد های هستی . به امید روزی که درک حس فاخر اندیشه من وما در عمق هستی که بندگانی چون من ناچیز فراهم آید. شاید در این آفرینشگاه که فهمیدن درک زمان ووجودیت و بودن چیزی به نام من که شاید در مردابک این زندگی پر از ایهام بلعیده و شاید از من جز نامی و یادی باقی نماند. شاید این بارانی که در 21 یکمین سالروز بهار ابریشم زندگی من یعنی عمرم بر اندیشه من بوسیله فردی در آنسوی زمین( که من فاصله ای را نمیبینم) بر اندیشه و روان من میبارد همچون بارشی بر گلی خوشبو زیبا باشد. امیدوارم همچون کوه استواری خود را حفظ نمایم و همچون پرستوی زیبا وگنجشکی کوچک مدتی را با بالهای خود بر این دنیا بمانم و لحظه ای کوتاه مهمان این محل کوچک باشم ودر اوج با پرهای سالم به سویی دیگر پر بزنم.به امید روزی که چون ماهی کوچک سال نو ،زیبا و نو ، در دنیای کوچک تنگ آب (دنیا)با بالهای زیبا وفوق العاده خود از صبحگاهان تا شامگاهان نغمه ام آب آب باشد.و روزی برسد که تندیسم از جنس فلز با شمعی در دست که اوج روشنایی را بر من تاریک نظر،عنایت میکند وگستره روشنای اش بر محیطم جز روشنایی چیز دیگری را در روز تولدم برایم به ارمغان نیاورد. من زاده شدم دوباره با تو آزاده شدم دوباره با تو نوشته شده توسط فرزندی کوچک از این آب وخاک که همچو شبنم لحظه ای کوتاه بر گستره گلی زیبا مهمان است.آری آن فرزند منم.منی که نامم را رضا نامیدند.واین تحفه را تقدیم میکنم به فردی از جنس شیشه که کسیست در دور دست که بر او نیز نامی گذاشته اند .....آری همچو برگ سبزی که گنجشکی بر جلوی پای انسان میگذارد زیباست و همچو چهره ماه در دور دست نشانه ایست بر عظمت وجودی واژه ای بنام انسان.و خوشحالم مخاطبی چون او را دارم .و چقدر زیباست این آواهای من که در هستی گم میشود ولی در من انقلاب ایجاد میکند. . .. ... .... مرسی به وبم سر زدین خواهشا نظر یادتون نره... آرزوی موفقیت برای همگی دارم