
پنجه های مهربان مریم ،دستم را در خورد فشرد.وگفت:من به تو حسادت میکنم.احساس تو یک احساس عادی نیست،هیچ وقت نتوانستم عمق آنرا به خوبی درک کنم.همراه با فشاری بر دستش،از جا برخاستم و گفتم :*اگر به قلبت مراجعه کنی ،میبینی که فضای کوچکش ،دنیای محبت هاست.این وجه اشتراک همه انسان هاست،با این تفاوت که بعضی ها در قبال دیگران به آن پایبندندولی بعضی دیگر ،سرسری و بی توجه از آن میگذرند.*
ای دل چو زمانه میکند غمناکت
نا گه برود زتن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند
زان پیش که سبزه بر دمد از خاکت
(خیام)
---------------------------------------------------
جور زمانه مهر تو از دل جدا نکرد
ما را به زیر سنگ جفا،بی وفا نکرد
آئین عشق و عطوفت طریق ماست
ای آرزوی دل ،دل ما که خطا نکرد
---------------------------------------------------
بیا تا دست هم گیریم و راز دل عیان سازیم
که در پنهان نمی ماند،برون از پرده افتاده
---------------------------------------------------
قطره اشک ترا در جام دل اندوختم
باختم دل را به عشقت تا ابد من سوختم
---------------------------------------------------
تصویر دنیای غم را در خود نشان میداد.بغضی به سختی گلویم را می فشرد.قطهره اشکی بی اختیار از گوشه چشمم فرو چکید،در حاشیه تصویر نقش بست.میخواستم با عجله آنرا پاک کنم،اما مریم مانعم شد.
--بگذار به همین صورت بماند،این بهترین نشانه محبت توست.
***به امید اینکه همه ما به درد عشق مبتلا شویم***

