در دلم بغضی هست که نمی ترکد هیچ
خدا نزدیک قلبم حضور دارد من او را مانند پرتو زیبایی در آسمان قلبم احساس میکنم(نظر یادت نره )
ساخته (صحنه کشته شدن الیاس ) دیشب فیلم جوخه الیور استون رو دیدم.که محور اصلی داستان فیلم در مورد بی ارزش بودن جان و مال انسانها تو جنگ ها ست.که منو یاد کتاب زندگی و زمانه مایکل کافکا انداخت که در مورد فروپاشی نظام آپارتاید تو آفریقای جنوبی بود که توش فرزندی برای مداوای مادرش مجبور شد به خاطر شرایط بحرانی جنگ دست به کارهای مختلفی بزنه که توش اتفاقای جالبی میفته مثلا ت وقسمتی پرستار طعنه ای به مایکل میزنه که خیلی دردناکه.بگذریم . یکی از دیالوگهای فیلم واقعا منو تحت تاثیر خودش قرار داد: صحنه ای که هلیکوپتر مجروحان رو انتقال میداد،و تصویر از نگاه نقش سرباز روایت میشد جزو صحنه های بی نظیری بود که تو هنر سینما کم تر شاهدش هستیم. تصویر دوربین به شکل wide کشته شده های ویتنامی و آمریکائی رو که به خاطر عملیات آتش ریزی از بین رفته بودن رو نشون میداد که صد ها نفر کشته شده بودن و انسانها رو با بلدوزر به صورت چند نفری بلند میکردن و به گورهای دسته جمعی انتقالشون میدادن ونیروهای زمینی هم باقی مونده های اجساد رو مثل آشغال به محل های خاصی پرت میکردن و دیالوگ سرباز همراه با موسیقی حماسی با ریتم آرام فوق العاده تاثیر گذار که زمینه این تصاویر بود بسیار تکان دهنده بود: ((حالا وقتی به پشت سر نگاه میکنم، میبینم که ما با دشمن نجنگیدیم ،با خودمون جنگیدیم. و دشمن درون ما بود.و حالا جنگ برای من تموم شده ،اما همیشه با من هست.در تمام روزهای عمرم . وقت هائی بوده که خودم رو بچه ای حس می کردم که از اون دو پدر به دنیا اومدم(خیر و شر). اما اینطور که معلومه کسائی از ما جون سالم به در بردن که دیگه تعهدی نداشتن که آنچه که ما میدونیم به دیگران یاد بدیم . و اونچه که از زندگیمون باقی مونده برای پیدا کردن خوبی ها و برتری ها در زندگی استفاده کنیم.)) واقعا چرا انسانهای بیگناه تو جنگ کشته میشن ؟ به خاطر چیزی که ما بهش تسخیر روح میگیم؟ از صحنه های زیبای دیگه این فیلم :صحنه کشته شدن الیاس،کمک خواهی بارنز بعد از بمباران ،آتش زدن محصولات کشاورزی روستا نشین ها ،کشتن پسر عقب افتاده ،کشتن پدر خانواده ای که تو زمین مخفی شده بودن،ت ج ا و ز به دختر های کوچک ، بود که باید روشون تامل کرد.
![]()
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |




